X
تبلیغات
علوم اجتماعی پیام نور رامسر - مقالاتی در باب بزهکاری

مقدمه :

امروزه یکي از مسائل پیچیده ای که جوامع را درگیر خودساخته است، مسئله نوجوانان وجوانان بزهکار است که درسطح جامعه به اعمال خلاف قانون می پردازند . درواقع ، اعمال بزهکارانه این نوجوانان ، توجه بسیاری ازروانشناسان وجامعه شناسان ومددکاران اجتماعی را به خود معطوف کرده ووجود این معضل دراجتماع ، همگان را برآن داشته است تا با مشارکت یکدیگروارائه راهکارهای مناسب دروضعیت این قشر ازاجتماع ، به وضعیت آنها سامان دهند. درعین حال ، بزهکاران نوجوان درهراجتماعی یافت می شوند وقوانین مربوط به مجازات آنها برحسب دولت ها متفاوت است . ازسوی دیگر ، نمی توان هرنوجوان ناسازگاری را بزهکار دانست زیرا اعمالی که این گروه انجام می دهند دارای یک جهت مشخص می باشد .

بزهکار ، کسی است که اعمال ضداجتماع انجام می دهد وباید اقداماتی جهت تربیت واصلاح او صورت پذیرد به همین دلیل دراکثر کشورها دادگاه های ویژه ای تحت عنوان دادگاه اطفال بزهکار تشکیل می شود که این دادگاه صلاحیت رسیدگی به جرایم اطفال ونوجوانان زیرهجده سال را دارد . دادگاه درصورت صلاحدید این بزهکاران را به مراکز اصلاحی وتربیتی مختص آنها ، که امروزه کانون اصلاح وتربیت نام دارد  ، ارجاع می دهد .

 

بزهکاری چیست وبزهکارکیست ؟

« بزه » اقدام به عملی است که برخلاف  مقررات و قوانین ومعیارهای ارزشی وفرهنگی جامعه باشد وانواع آن شامل سرقت ، فرار ازخانه ، اعتیاد ، اعمال منافی عفت عمومی ، تجاوز به اموال دیگران وضرب وجرح عمدی است و درهرجامعه ای افرادی پیدا می شوند که ارزش ها وهنجارها را رعایت نمی کنند وبرخلاف آنها عمل می کنند . این افراد که با جامعه وقوانین حاکم برآن همنوانیستند ، « نابهنجار» نامیده می شوند . درایران ، « بزهکار به کسی گفته می شود که مرتکب عملی گردد که قانون یا شرع ، ارتکاب آن رامنع کرده است وترک عملی که انجام دادن آن را واجب ولازم دانسته است.چنین کسی گنهکار ومجرم است وباید مجازات شود چه برای جرمش حد وحکم مشخص تعیین شده یا نشده باشد ودرصورت دوم به دستور حاکم شرع ومجتهد جامع الشرایط تادیب وتعزیرمی شود.»  (1)

ماده 49 قانون مجازات اسلامی نیز اطفال را مبرا ازمسئولیت کیفری می داند وعهده دار سرپرستی این اطفال را کانون اصلاح وتربیت می داند . درتبصره یک این ماده قانونی نیزطفل بزهکار را کسی معرفی می کند که به حد بلوغ شرعی نرسیده باشد بزهکاری تحت تاثیر شرایط نامطلوبی اعم ازشرایط خانوادگی ، اجتماعی  ، فرهنگی واقتصادی بوجود می آید که درزیر به تعدادی ازعوامل بوجود آورنده این پدیده اشاره می کنیم .

1- نابسامانی خانواده :

خانواده کوچک ترین واجد اجتماعی است که مهم ترین نقش را درپذیرش ارزش هاو هنجارها توسط کودک ونوجوان برعهده دارد . ازسوی دیگر خانواده به عنوان یک نهاد ارزشی مستحکم مسئولیت نظارت وکنترل رفتار واعمال اعضا رابرعهده دارد ودرصورتی که این نهاد دستخوش ضعف گردد ، بسیاری ازبنیان های اخلاقی واجتماعی آن جامعه دچار تزلزل وبه سوی تباهی سوق داده می شود. دراکثر جوامع غربی ، که این کانون ارزشی دچار بی توجهی وبعضاً فساد اخلاقی خارج ازچارچوب شده آن جامعه را به نوعی دچار بحران اجتماعی کرده است.

- نقش والدین : درالگودهی به نوجوانان والدین نقش بسزایی را دارند وبا رعایت هنجارها وارزش ها باید نوجوان ها را ملزم به رعایت آنها کنند ودرشکل دهی به شخصیت ونگرش های اجتماعی ، آموزش های اولیه راازهمان سال های کودکی آغاز کنند. ازسوی دیگر ، بالعکس ، والدینی که هنجاروارزش های جامعه رانادیده می گیرند خود به عنوان یک الگو برای نوجوان مطرح می شوند و درسوق دادن نوجوان به بزهکاری موثرند .والدینی که یک محیط غیراخلاقی رابه وجود می آورند که درآن معاشرت ها ورفت وآمدهای نامناسب بدون رعایت حریم وعرف جامعه صورت می گیرد ،راه رابراي انجام اين اعمال گشوده اند.از سوي ديگر اعتیاد والدین به همراه فقراقتصادی ، عامل مهم دیگری است.

وقتی دریک خانواده پدر،مادر ویا هردو دچار اعتیاد باشند، دیگر کسی وجود ندارد تا به خواسته ها ونیازهای نوجوان پاسخ دهد وکمبودهای عاطفی او راجبران کند . ازاین رو آنها ازمحیط خانه ، فراری می شوند وبه اجتماع می گریزند تا برای رسیدن به خواسته های روحی وجسمی شان ، خود اقدام کنند ودراین راه ، به اولین کسی که محبت رانثارشان می کند، روی می آورند و ازاو تقلید می کنند وچه بسا به خاطر اودست به هرکاری بزنند.

     -    طلاق وجدایی والدین : مسئله طلاق وجدایی والدین نیزمی تواند ازعوامل ارتکاب نوجوان به بزهکاری باشد. جدایی والدین ، که بنا به عدم توافق وتفاهم زوجین صورت می گیرد ، می تواند به دلایل انتخاب نادرست ، اعتیاد ، مشکلات اخلاقی ، تفاوت فرهنگی ، فاصله طبقاتی وزیاده طلبی ها وناآگاهی ها یا بیسوادی و.... باشد که مهم ترین پیامد احتمالی این مسئله ، انحراف نوجوان به سمت اعمال بزهکارانه است. ازسوی دیگرنوجوان بنا به حساسیت دوره ای که درآن قراردارد  به توجه و محبت بیشتری ازسوی والدین نیازمند است . جدایی والدین وعدم نظارت آنها می تواند او را بیشتر به سوی اعمال بزهکارانه سوق دهد.

 علاوه براین ، نوجوانان پس ازجدایی والدین  ، پرخاشگر وسرکش می شوند ، افت تحصیلی ودرمواردی گرایش به مصرف مواد دارند ، خصوصاً هنگامی که والدین به ازدواج مجد دروی می آورند ، بزهکاری به صورت گسترده ای مطرح  می شود . چون این نوجوانان ازنظر عاطفی آسیب دیده اند.

2- عوامل اجتماعی :

عوامل اجتماعی شامل شرایط واوضاع عمومی است که برروی تمام افراد آن جامعه تاثیر می گذارد . محیط اجتماعی شامل محیط فرهنگی ، محیط اقتصادی ، محیط طبیعی است که هریک ازآنها می توانند به نوعی درارتکاب نوجوان به بزهکاری موثر باشند.

- محیط فرهنگی : شامل جنبه های مختلف فرهنگی هراجتماع شامل آداب ورسوم ، اعتقادات وسنت ها است که آموزش این ارزش ها درآموزش وپرورش آن اجتماع نمود می یابد. ازیک سو آموزش وپرورش دربالابردن سطح فکروشعور افرد کاملا موثراست وازسوی دیگر ، نیروی انسانی که به امرتعلیم وتربیت می پردازند به عنوان نیرویی موثر دربالابردن سطح آگاهی وتوجه به نیازدانش آموزمطرح می شوند ، نوجوانی که باوالدین سرناسازگاری دارد وپرخاشگراست . باید با یک الگوی مناسب دیگر که همان معلم است برخورد کند تا بتواند ازاو الگو برداری کند. درنوجوانی  ، پس ازوالدین معلم به عنوان یک الگوی مناسب که راه حل ها رادرپیش پای او می گذارد ، ظاهر می شود ونوجوان با راهکارهای تربیتی او مواجه می شود. اما درعین حال ، تعلیمات اجباری مدارس وحتی وجود معلمان دلسوز نیزدرمواردی نمی تواند درعدم ارتکاب به بزه دراین نوجوانان موثر باشد.

- محیط اقتصادی : وجود فاصله طبقاتی دربین افراد یک جامعه وتورم وبیکاری حاصل ازتورم، وعدم درآمد کافی والدین  می تواند یکی ازعوامل ارتکاب بزه ، درنوجوان باشد درصورتی که درخانواده ای فقربیداد می کند ونوجوان با عدم ارضا نیازهای مادی مواجه می شود به دنبال راهی برای جبران کمبودهای خود برمی آید و سرقت ودزدی را مرتکب می شود.

- محیط طبیعی : محیط طبیعی نیزدرارتکاب نوجوان به جرم موثراست . مهاجرت ، ومناطقی که نوجوان درآن قرار دارد اعم ازمناطق کوهستانی ، گرمسیری ، رطوبتی ، شهری وروستایی نیز می تواند درارتکاب بزهکاری نوجوانان دخیل باشند. به طوری که می دانیم فرهنگ و آداب ورسوم دراین مناطق ، متفاوت ازیکدیگر است وهمین امر دربعضی مواقع ،سبب می شود تا اعمال بزهکارانه تفاوت داشته باشند وهرعمل خلاف قانونی با توجه به فرهنگ آن منطقه وشرایط حاکم برآن ، به صورت دیگری معنا شود.

 

پیشگیری ودرمان :

ازآنجا که بزهکاری ریشه درکودکی فرد دارد باید به والدین وسیستم آموزشی کمک کرد تا شیوه های فرزند پروری وتربیت کارآمدتری داشته باشند وجوامع راملزم به سامان دهی شرایط اقتصادی واجتماعی لازم برای رشد افراد آن اجتماع نمود . اگرنوجوانان درمحله هایی که اعمال به راحتی درآن صورت  می گیرد ومحیط خانوادگی تحت تاثیر شرایط نامناسب  اقتصادی وفرهنگی باقی بماند ، درمان برروی این نوجوان موثرنمی باشد . ازسوی دیگر عوامل تشديد كننده در صورت اصلاح مي تواند به عوامل بازدارنده تغییر یابد. به همین جهت باید اقدامات اصلاحی درخانواده ،اجتماع ، وحتی خود فرد بزهکارصورت پذیرد وتیم درمانی این افراد که از روانشناس ، مدد کاراجتماعی  ، ومتخصصین و... تشکیل  شده ، با مشارکت یکدیگر دراین زمینه ، راهکارهای درمانی را پیشنهاد می کنند تا انجام این اعمال درسطح وسیعی کاهش یابد.

عطایی آشنا 130

 

 


 منابع :

 

1- روانشناسی رشد ، ج 2 ، لوراای – برک ، ترجمه یحیی سید محمدی

2- بزهکاری اطفال ونوجوانان ، دکترهوشنگ شامبیاتی ، سال 1372

3- بزهکاری کودکان ونوجوانان ، دکتر محمود منصور

4- آسیب شناسی اجتماعی ، هدایت الله ستوده ، 1380

5- کلیات راهنمایی ومشاوره حمید اصغری پور . 1380

6- بزهکاری نوجوانان ( مسئله ای برای دنیای مدرن ) و یلیام سی کواراکیوس ، ترجمه ابراهیم رشیدپور

1- حسنی ، علی اکبر / نظری به قوانین جزایی اسلام / مجله مکتب اسلام / 1362 ص 392

 

علل بزهکاری نوجوانان
بزهكاری پدیده اجتماعی جهانی است كه معمولاً برای جرایم نوجوانان زیر 18 سال به كار برده می شود. گرچه، جوامع گوناگون برحسب وضعیت اقتصادی و اجتماعی خود با انواع متفاوتی از آن روبه رو هستند. در همه جوامع انسانی اصطلاح بزهكار در مورد افرادی به كار برده می شود كه اعمال خلاف قانون یا موازین مذهبی آن جامعه انجام می دهند. با توجه به این كه احكام در جامعه های گوناگون متفاوت است، فرد متخلف در یك جامعه، ممكن است در جامعه دیگر از تخلف مبری باشد.

در كشور ما بزهكاری به مجموعه كل جرایمی گفته می شود كه در صورت ارتكاب، مجازات هایی از قبیل قصاص، دیات، حدود و تعزیزات را در پی دارد.

هر روز در كنار ما جرایم متعددی به وقوع می پیوندد و با تورق روزنامه ها، در صفحه حوادث با انواع بزهكاری آشنا می شویم: چاقوكشی، ضرب و جرح، دزدی، تجاوز و وقتی از خیابان عبور می كنیم سازمان هایی نظیر كانون اصلاح و تربیت، نیروی انتظامی، و دادگاه هایی را می بینیم كه برای مجازات این گونه افراد به وجود آمده اند. ولی تا حالا فكر كرده ایم چه عواملی در به وجود آوردن فرد بزهكار مؤثر است؟ پیچیدگی عوامل مؤثر در پدیده بزهكاری سبب شده است كه هر گروه از محققان آن را از دیدگاهی خاص بررسی كنند. روان شناسان و روان پزشكان از دیدگاه روان شناختی، حقوق دانان از دیدگاه جرم شناسی و مسایل كیفری، پزشكان و زیست شناسان از نظر عوامل مؤثر زیستی و بالاخره جامعه شناسان از دید آسیب شناسی اجتماعی.

انتشار اولین گزارش راجع به دادگاهی ویژه نوجوان در سال 1899 ، باعث شده بسیاری از اندیشمندان به مطالعه بزهكاری بپردازند و عوامل موثر آن را بشناسند و از دیدگاه های مختلف آن را بررسی كنند ولی هیچ نظریه واحدی نتوانسته تأثیر متغیرهای مستقل فردی و اجتماعی را بر فرد بزهكار تبیین كند. دو نظریه كه بیش از همه به آن ها توجه دارد یكی «نظریه كنترل اجتماعی» دوركیم است كه هیرشی آن را با مسئله بزهكاری تطبیق داده و دیگری نظریه «پیوندهای افتراقی» است كه در اصل ساترلند و كرسی مطرح كرده اند.



به عقیده هیرشی، بزهكاری به عنوان مسئله ای اجتماعی باید به همان گونه كه در اجتماع رخ می دهد یعنی در عرصه خانواده، محله، مدرسه، همالان و سایر ارگان ها یا مؤسسات اجتماعی كه نوجوان به نوعی در آنها عضویت دارد، بررسی شود. از دید جامعه شناختی این بررسی باید به مجموعه ای از اصول و تعاریف متكی باشد. برخلاف دیگر نظریه های بزهكاری كه تأكید فراوان براین موضوع دارند كه فرد بزهكار می خواهد خود را تطبیق دهد ولی براساس فشارهای اجتماعی و اضطرارهای ساختاری برای رسیدن به موقعیت های اجتماعی ناچار می شود به كارهای خلاف و نامشروع دست بزند، هیرشی معتقد است كه بزهكاری وقتی اتفاق می افتد كه قیود فرد نسبت به اجتماع ضعیف شود یا به كلی از بین برود. هیرشی در كتاب قیود اجتماعی نظریه كنترل اجتماعی یا قیود اجتماعی را مطرح كرده و آن را آزموده است ولی ابتدا تعریف واژه بزهكاری را آورده است او فرد بزهكار را شخصی می داند كه از قیود اجتماعی آزاد است و در واقع به عقیده وی بزه وقتی اتفاق می افتد كه فرد نسبت به قید و بندهای اجتماعی كم اعتنا یا اصلاً بی اعتنا باشد.

به طور خلاصه برداشت دوركیم از مفهوم آنومی (غیرقانونی و بی هنجاری) بدین گونه است:

1 - نوعی نابسامانی فردی در نتیجه نبود قانون و دستورالعمل رفتار

2 - وضعیت اجتماعی كه در آن قواعد رفتار اجتماعی با یكدیگر در ستیز بوده و فرد برای انطباق با آنها دچار پریشانی است.

3- وضعیت اجتماعی كه در آن موارد محدودی قواعد اجتماعی وجود دارد.



همان طور كه گفتیم هیرشی با استفاده از نظریه دوركیم، مسئله بزهكار را بیان می كند.

هیرشی بزهكاری را بی اهمیتی و بی اعتنایی به قید و بندهای اجتماعی مطرح كرده و این قیود را در چهار مفهوم كلی خلاصه می كند:

1- وابستگی:
حساسیتی است كه شخص نسبت به عقاید دیگران درباره خود نشان می دهد وابستگی در حقیقت نوعی قید و بند اخلاقی است كه فرد را ملزم به رعایت معیارهای اجتماعی می كند. مانند وابستگی فرزندان به والدین، اقوام نزدیك، دوستان.

2- تعهد:
میزان مخاطره ای است كه فرد در تخلف از رفتارهای قرارداد اجتماعی می كند. بدین معنا فردی كه خود را به قیود اجتماعی متعهد می داند از قبول این مخاطرات پرهیز می كند. مانند تعهد به پیروی از دستورات مذهبی یا حفظ شئون خانوادگی ملی.

3- درگیر بودن:
میزان مشغول بودن فرد به فعالیت های گوناگون است كه باعث می شود برای كار خلاف وقت نداشته باشد، مثل درگیر بودن در كار، ورزش، درس.

4- باورها:
میزان اعتباری است كه فرد برای معیارهای قراردادی اجتماعی قایل است و باعث می شود در حالی كه می تواند طبق میل خود از آنها تخلف كند، پای بند به آنها باقی بماند، مانند باور به نیكوكاری، باور به حسن شهرت در بین خانواده و همالان، باور به محرمات.
هیرشی معتقد است كه افراد بزهكار قادر به ایجاد وابستگی معقول و منطقی با سایرین نیستند. از این رو رابطه بین اعمال بزهكارانه و داشتن رفقای بزهكار رابطه ای ظاهری است.


بر طبق نظریه هیرشی در حال حاضر سه دیدگاه اساسی بر جریان مطالعه جامعه شناسی كجرو تسلط دارد:

- نظریه های انگیزشی:
انحرافات اجتماعی را نتیجه شرایطی می داند كه مانع بر آورده شدن خواست های مشروع افراد است.

- نظریه كنترل:
براساس این نظریه، افراد آزادانه دست به جرم و كجروی می زنند.

- نظریه انحرافات اجتماعی:
فرد كجرو از هنجارهایی پیروی می كند كه جامعه بزرگتر و قوی تر آن را نمی پذیرد.



نظریه پیوند افتراقی:
بنابراین نظریه، نزدیكان و همسالانی كه بزهكار باشند تأثیر زیادی بر تشكیل و تقویت نگرشی بزهكاری می گذارد و فرد را به سوی بزهكاری سوق می دهند. نظریه پیوند افتراقی محتوای اجتماعی بزهكاری را در نظر دارد و فرد بزهكار را در جایگاه اجتماعی او از حیث رابطه اش با خانواده، محله، رفقا و مصاحبان در نظر می گیرد.
پیوستن به بزهكاران یا جدا شدن از غیر بزهكاران (پیوند افتراقی) به فراگیری مطالبی می انجامد كه موافق تخلف از قوانین است. مكرر و قالبی بودن مطالب تشویقی در باره بزهكاری و قانون شكنی در قیاس با فرا گرفته های ضد بزهكاری منجر به پذیرش بزهكاری می شود. همچنین می توان گفت كه روش های خنثی سازی فرد و بی اعتنا ساختن او نسبت به قوانین و معتقدات سنتی جوامع كه با شنیدن مطالبی بر ضد قوانین و مشاهده مكرر بزهكاری همراه است و نیز تحت تأثیر توجیه بزهكاران در باره بزهكاری قرار گرفتن و پذیرفتن مطالبی چون «كارهایی كه مردم بزه می دانند، به كسی آسیبی نمی رساند» و «نیروهای انتظامی به همه بدگمان اند» راه را برای بزهكاری كسانی كه با این قبیل بزهكاران پیوند اجتماعی می یابند، یعنی فرزندان، اقوام و دوستان آنها یا كسانی كه با آنها در یك ساختمان یا یك محله زندگی می كنند، یا بر اثر كسب و كار و تحصیل با آنها تماس پیدا می كنند، هموار می كند.

هر دو نظریه نمی تواند تمام عوامل مؤثر در بزهكاری را بیان كند ولی تركیب دو نظریه كنترل اجتماعی و پیوند افتراقی همراه با اثرهای متقابلی كه متغیرهای مورد بررسی در هر یك از این دو نظریه بر روی یكدیگر دارند، نظریه جامعی را برای تبیین بزهكاری شكل می دهد.

چنان كه دیدیم، نظریه كنترل اجتماعی با تكیه بر نیروهای درونی فرد و به اصطلاح با تمركز بر «حضور روانی» افراد صاحب نفوذ بر ذهن و نوجوان به تبیین و چگونگی جلوگیری از بزهكاری می پردازد، اما از تأثیر نیروهای منفی محیط بیرون غافل می ماند. در عوض نظریه پیوند افتراقی با توجه انحصاری به نیروهای بیرونی از تأثیر حفاظتی نیروهای درونی غفلت می كنند.
 
وقتی در ادبیات جرم‌شناسی دقیق می‌شویم تاكید بر این نكته كه تفریح سالم و پیشگیری از بزهكاری رابطه مستقیم دارند به روشنی دریافت می‌شود. از سویی دیگر مصلحان اجتماعی همواره از تفریحات به عنوان ابزار جرم‌ستیزی یاد كرده‌اند؛ چرا كه به اعتقاد آنها فراغت مناسب موجب ساخته شدن شخصیت سالم و انجام تكالیف شهروندی در موقع مناسب می‌شود.
نیز كاركرد مناسب سرگرمی به عنوان ابزار پیشگیرانه از جرم را به شدت مورد تایید قرار می‌دهد؛ زیرا بزهكاری زمانی رخ می‌دهد كه پیوند فرد با جامعه ضعیف می‌شود. بر اساس این فرضیه فعالیت‌های مطلوب می‌تواند احساس مسؤولیت را در فرد تقویت كرده و موجب دلبستگی او به اجتماع شود.
به اعتقاد روانشناسان، استراحت، تجدید قوا و غدد اعصاب، تفریح و سرگرمی، در رشد شخصیت و برقراری تعادل در شكل‌گیری هویت، كسب معلومات و ارتقای آگاهی‌ها و پرورش و شكوفایی استعدادها و خلاقیت‌ها بسیار مهم است كه همه آنها از جمله كاركردهای اوقات فراغت به شمار می‌روند.
در عین حال جامعه‌شناسان نیز عمده‌ترین علل روانی ارتكاب به
 

" جامعه‌شناسان عمده‌ترین علل روانی ارتكاب به جرم را ناكامی‌ها، تعارضات در زندگی، احساس حقارت، تردید در لیاقت، ‌احساس عدم امنیت و احساس ناتوانی می‌دانند.... "

 
 
جرم را ناكامی‌ها، تعارضات در زندگی، احساس حقارت، تردید در لیاقت، ‌احساس عدم امنیت و احساس ناتوانی می‌دانند. به این ترتیب بهره‌مندی از تفریحات سالم با افزایش سلامت روان می‌تواند به پیشگیری از جرائم منجر شود.
در این رابطه دكتر سعیدی جامعه‌شناس معتقد است: «كلیه رفتارها بر بهداشت روان موثرند، تنها برخی تفریحات فردی كه در حوزه خصوصی شكل می‌گیرد بر بهداشت روان تاثیرات منفی دارد. اگرچه ممكن است چنین تفریحاتی مجاز هم باشد.»
وی می‌گوید: «در دوره جدید نوعی فراغت‌ها هست كه ناشی از سنت‌زدایی و رشد فراغت‌های شخصی در برابر فراغت جمعی است كه احتمال پدید آمدن نوعی اعتیاد ناشی از استفاده مكرر لذت جویانه و تكرار یك حركت را ایجاد می‌كند كه این مسئله موجب خسارت به بهداشت روان خواهد شد.»
او ادامه می‌دهد: «رفتارهای جمعی در فضای عمومی یعنی تفریحات سالم افراد را هنجارپذیر می‌كند و از جرائم می‌كاهد. زیرا بین میزان جرائم و تفریحات سالم رابطه معكوس وجود دارد؛ یعنی هرچه تفریحات سالم بیشتر باشند، جرائم كاهش می‌یابد.»
به گزارش ایسنا برخی جامعه‌شناسان معتقدند كه ارتباط میان همنوائی و كجروی بسیار مهم است. فقدان فرصت موفقیت در شرایط مسلط جامعه عامل اصلی متمایز كننده میان كسانی است كه به رفتارهای تبهكارانه دست می‌زنند و كسانی كه چنین نمی‌كنند.
برخی نظریه‌های زیست‌شناختی و روان شناختی هم ادعا می‌كنند كه جرم و اشكال دیگر كجروی از طریق ژنتیكی تعیین می‌شوند، اما این نظریه‌ها تا اندازه زیادی بی‌اعتبار شده‌اند.
جامعه‌شناسان استدلال می‌كنند كه همنوایی و كجروی در زمینه‌های اجتماعی گوناگون به شیوه متفاوتی تعریف می‌شوند. اختلاف ثروت و قدرت در جامعه به شدت بر فرصت‌هایی كه در برابر افراد و گروه‌های مختلف گشوده است و این كه چه نوع فعالیت‌هایی تبهكارانه در نظر گرفته شوند، تاثیر می‌گذارد. فعالیت‌های تبهكارانه تا حد زیادی مانند فعالیت‌های قانونی فرا گرفته می‌شوند و به
 

" «كلیه رفتارها بر بهداشت روان موثرند، تنها برخی تفریحات فردی كه در حوزه خصوصی شكل می‌گیرد بر بهداشت روان تاثیرات منفی دارد. اگرچه ممكن است چنین تفریحاتی مجاز هم باشد.» ... "

 
 
طور كلی در جهت همان نیازها و ارزش‌ها هستند.
دكتر حسین فرجاد، آسیب شناس نیز با تاكید بر نقش تفریحات سالم بر پیشگیری از بزهكاری می‌گوید: «تفریحات سالم صد در صد می‌تواند در تامین سلامت روان فرد و پیشگیری از جرائم موثر باشد و به خصوص نوجوانان و جوانان وقتی ابزاری برای گذران اوقات فراغت داشته باشند دیگر فرصتی برای گرایش به سمت انحرافات، كجروی‌ها و جرم ندارند و این می‌تواند یك ابزار پیشگیری از جرم باشد. مثلا برخی تفریحات سالم مانند استخر و شنا سبب كاهش استرس و فشار عصبی است. فرد پس از چنین تفریحاتی می‌تواند مقداری كار مطالعاتی انجام دهد، ولی اگر از تفریحات سالم برخوردار نباشد، اوقات فراغت او در بیكاری و بطالت می‌گذرد و این فرصتی برای گرایش به سمت انحراف است.
همچنین آسیب‌شناسان، برخی روشهای پیشگیری از جرم را توجه به منحرف، ‌توجه به نظام تبلیغاتی جامعه، تقویت مذهب و اخلاق، رعایت و اجرای قانون، سیاست بحث آزاد و گسترش نظارت اجتماعی عنوان می‌كنند.
به این ترتیب ساماندهی اوقات فراغت جوانان و سیاست گسترش و فراگیر كردن تفریحات سالم می‌تواند تا حد زیادی مانع از گسترش بزهكاری جوانان شود و چه بسا به درونی شدن ارزشهای جامعه بینجامد.
دكتر سعیدی، با تاكید بر اهمیت بحث اوقات فراغت اظهار می‌كند: ‌بسیاری از رفتارهای فرهنگی و حتی رفتارهای اقتصادی، اجتماعی در اوقات فراغت شكل می‌گیرد. تعریفی كه امروزه از اوقات فراغت وجود دارد در مقابل كار است، برخلاف گذشته كه آن را عین كار می‌دانستند چرا كه فراغت را مانند كار دوره‌ای مولد در نظر می‌گرفتند. اصلا مسئله جنبش كارگری برای دستیابی به همین فراغتها بوده چون بر اثر كار یكنواخت بهره وری افراد كاهش می‌یافت؛ پس به فراغت نیاز بود. به لحاظ نظری هم فرانكفورتی‌ها كه یك مكتب مطالعات فرهنگی است ، نقدهایی در اهمیت اوقات فراغت انجام دادند. آنها معتقد بودند سرمایه‌داری برای جلوگیری از پیشروی جنبش كارگری صنعت تفریحات را ایجاد كرد تا بشر به هر صورت از چنگ نظام سرمایه داری خارج نشود. دكتر سعیدی با اشاره
 

" «در دوره جدید نوعی فراغت‌ها هست كه ناشی از سنت‌زدایی و رشد فراغت‌های شخصی در برابر فراغت جمعی است كه احتمال پدید آمدن نوعی اعتیاد ناشی از استفاده مكرر لذت جویانه و تكرار یك حركت را ایجاد می‌كند كه این مسئله موجب خسارت به بهداشت روان خواهد شد.» ... "

 
 
به این كه افراد اوقات فراغت خود را به شكل‌های مختلفی می‌گذرانند، در این زمینه توضیح می‌دهد كه عوامل زیادی مثل منزلت افراد، طبقه، گروه‌، میزان تحصیلات و از همه مهمتر سبك زندگی در انتخاب نوع تفریحات موثر است.
او می‌افزاید: سن، جنس، طبقه اجتماعی و سبك‌های زندگی كه هم نظام‌های تولیدی را شكل داده و هم بر نوع فراغت افراد تاثیر می‌گذارد، نیز عوامل مهمی هستند.
دكتر سعیدی در مورد تفریحات فردی معتقد است: در جامعه مدرن كه تفریحات بیشتر فردی می‌شود تقریبا تفریحات سالم كاهش می‌یابد؛ چرا كه تفریحات سالم بیشتر به نحو جمعی انجام می‌شود و در فراغت‌های دسته جمعی است كه رفتارهای فرهنگی مولد شكل می‌گیرد.
وی می‌افزاید: برنامه‌ریزی‌ها در مورد تفریحات سالم باید بتواند برخی رفتارها را اگرچه چندان هنجار پذیر نباشند مثل رابطه دختران و پسران را بیشتر در فضای عمومی شكل دهد. مزیت این كه این رفتارها در فضای عمومی شكل بگیرد اینست كه كنترل پذیر و تنبیه پذیر می‌شوند و خطرات كمتری هم پیدا می‌كنند.
دكتر سعیدی معتقد است: باید تفكیك بین تفریحات سالم و ناسالم را بپذیریم؛ البته فرانكفورتی‌ها كل اوقات فراغت را به سالم و ناسالم تقسیم نمی‌كردند و معتقد بودند تفریحات به طور كلی در جهت نظام سرمایه داری به وجود آمده اما با تحولاتی كه در جامعه جدید پدید آمد تفریحات سالم از ناسالم متمایز شد یعنی فعالیت‌هایی كه به جامعه ضرر بزند ناسالم هستند كه آنتنی گیدنز از آنها به نقاط تاریك مدرنیته یاد می‌كند.
وی همچنین می‌افزاید: «تفریحات سالم همان تفریحات مجاز است. قوانین در حقیقت پس از شكل‌گیری فراغت‌ها وضع می‌شوند یعنی از نقطه نظر قوانین یا هنجارهای جامعه كسی تعطیلی را وضع نمی‌كند، دولت همیشه مهر رسمی بر فعالیتی می‌زند كه مردم جمعا در طول زمان آن را پذیرفته‌اند و در آن رفتاری شكل گرفته است».
دكتر سعیدی ادامه می‌دهد: تفریحاتی سالم هستند كه هنجارهای جامعه را بپذیرند. تفریحات با فراغت سالم به این دلیل مجاز است كه در فضای عمومی شكل می‌گیرد؛ البته فراغت‌های مجاز و سالم هم در حریم خصوصی هم شكل می‌گیرد.
به اعتقاد كارشناسان اجتماعی نقش دولت در ساماندهی اوقات فراغت جوانان و فراهم كردن امكانات و تجهیزات بسیار قابل توجه است.
دكتر سعیدی معتقد است: نقش دولت در تنظیم اوقات فراغت برای بیكاران مهم است. بیكاران در وضعیتی قرار دارند كه به نظر می‌رسد اوقات فراغت برایشان هم از نظر مالی و هم انجام آن خیلی مهم نیست؛ چرا كه آنها فكر می‌كنند باید زمانی را به كار و زمان باطلی را به فراغت بگذرانند.
 
+ نوشته شده توسط مجید قربانپور در سه شنبه بیستم فروردین 1387 و ساعت 11:46 |